الفيض الكاشاني
70
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اذيّت و آزار و اقسام بلايا مانند تبعيد از شهرها و سعايت از آنها نزد پادشاهان و شهادت دادن به كفر و خروج آنها از دين در امان بمانند ، چه واجب است اهل معرفت دور از نادانهاى اهل كفر نباشند ، چنان كه لازم است بها و عوض شترى بزرگ گوهرى باشد كه در نزد نادانهاى تبهكار و اسرافگر كوچك و بىارزش به نظر آيد . اكنون كه اين دقايق را شناختى به گفتار پيامبر خدا ( ص ) كه فرموده است : « به آخرين كسى كه از آتش بيرون مىآيد مانند ده برابر دنيا داده مىشود » ايمان بياور و بكوش از درك نكتهء دقيقى كه ذكر كرديم ناتوان نباشى ، و بپرهيز از اين كه باور خود را تنها به آنچه چشم و حواس درك مىكند منحصر كنى كه در اين صورت الاغى بر روى دو پا خواهى بود ؛ زيرا تو به سبب سرّى الهى كه بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه شد و آنها از حمل آن امتناع كردند ، و از آن بيمناك شدند با الاغ تفاوت دارى ، و ادراك آنچه خارج از حوزهء حواسّ پنجگانه است جز در جهان اين سرّ كه به سبب آن از الاغ و ديگر چهار پايان جدا مىشوى ميسّر نخواهد بود . كسى كه از اين نكته غافل بماند و آن را باطل و نادرست بشمارد و به همسانى با بهايم بسنده كند و از مرتبهء محسوسات فراتر نرود بى شكّ خود را تعطيل و فراموش كرده و با اعراض از آن خود را به دست هلاكت سپرده است ، و خداوند مىفرمايد : وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ « 62 » ؛ و هر كس چيزى جز آنچه را كه با حواس درك مىشود نشناسد ، خدا را فراموش كرده است ، زيرا خداوند در اين جهان با حواسّ پنجگانه ادراك نمىشود و آن كه آفريدگار را فراموش مىكند بيقين خداوند او را به فراموشى از خود دچار خواهد ساخت و در مرتبهء چهار پايان قرار خواهد گرفت و ترقّى به سوى ملأ اعلا را ترك خواهد كرد ، و در امانتى كه خداوند در او به وديعه نهاده و به سبب آن او را مشمول انعام خويش ساخته خيانت و ناسپاسى كرده و خود را مورد خشم و انتقام او قرار داده است ، جز اين كه حال او بدتر از حالت چهار پايان است ، زيرا چهارپا با مرگ رهايى مىيابد ، امّا نزد وى امانتى است كه ناچار بايد به صاحب آن برگردانيده شود ، و مرجع اين امانت و بازگشت آن به سوى خداست . اين امانت مانند خورشيد تابان است در اين قالب فانى فرود آمده ، و پس از ويرانى از مغرب آن طلوع كرده و به سوى آفرينندهء خود باز خواهد گشت ، و اين در حالى
--> ( 62 ) حشر / 19 : و همچون كسانى كه خدا را فراموشى كردند و خدا نيز آنها را به خود فراموش گرفتار كرد نباشيد .